الفيض الكاشاني

247

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

به همين گونه اعضا و همهء بدن و اموالش بلكه چهار پايان و غلامان و اولادش را مورد بررسى قرار دهد چه همهء آنها اسباب و ادوات او هستند و مىتواند با مراقبت در وضع آنها خدا را فرمانبردارى كند ، و با دقّت فكر اقسام طاعاتى را كه از طريق آنها ميسّر است درك كرده و به جا آورد ؛ و در آنچه او را به مبادرت در اين طاعات مىخواند بينديشد ، و دربارهء خلوص نيّت در آنها فكر كند ، و براى آن موجبات استحقاق مسألت كند تا عملش رشد و نمو يابد . ساير طاعات را نيز به همين گونه قياس كن . نوع سوم - عبارت از صفات مهلكى است كه محلّ آنها دل است و آنها از آنچه در بخش مهلكات ذكر كرده‌ايم شناخته شده‌اند ، مانند غلبهء شهوت ، خشم ، بخل ، خود برتر بينى ، خود پسندى ، ريا ، حسد ، بدگمانى ، غفلت ، غرور و جز اينها . و بايد دلش را در مورد اين صفات بازجويى كند ، اگر گمان برد كه دلش از آنها پاك است در چگونگى آزمايش آنها و به دست آوردن شواهد صدق اين مدّعا بينديشد ، چه نفس پيوسته از خود وعده به نيكى مىدهد ليكن دروغ مىگويد ، از اين رو اگر ادّعاى فروتنى و بيزارى از كبر كند بايد او را با حمل پشته‌اى هيزم به بازار بيازمايد چنان كه پيشينيان به همين گونه نفس خويش را مىآزمودند . و اگر مدّعى حلم و بردبارى شود بايد خود را در معرض خشمى كه از ديگرى متوجّه او مىشود قرار دهد و نفس را در فرو دادن خشم خويش بيازمايد و در ديگر صفات نيز به همين گونه عمل كند . اينها موارد تفكّر در اين قسمت است تا ببيند آيا او به صفت ناپسندى دچار است يا نه ، و براى صفات ناپسند نشانه‌هايى است كه ما آنها را در بخش مهلكات ذكر كرده‌ايم . هنگامى كه نشانه‌ها وجود چنين صفاتى را در نفس بيان كند در اسبابى بينديشد كه اين صفات را در نظر او زشت مىگرداند ، و روشن سازد كه منشأ آنها نادانى و غفلت و پليدى درون است چنان كه اگر به عملى كه انجام داده در خود احساس خود پسندى و عجب مىكند بينديشد و بگويد ، كارى كه انجام داده‌ام به وسيله بدن و اعضا و قدرت و اراده‌ام صورت گرفته كه هيچ كدام تعلّق به من نداشته و از من نبوده است بلكه همه مخلوق خداوند بوده و آنها را بر من تفضّل فرموده ، اوست كه مرا و نيرو و اراده‌ام را آفريده و به قدرت خود اعضايم را به حركت درآورده است . در اين صورت چگونه به عمل خويش يا به شخص خود تكبّر ورزم در حالى كه قيام وجودم به خودم نيست . هنگامى كه در خود احساس تكبّر و برتر بينى كند اين حماقت را به نفس خود گوشزد كند و به او بگويد : چرا خود را بزرگتر مىشمارى در حالى كه بزرگ كسى است كه نزد خداوند